سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
جمعه 84 دی 9 :: 8:34 صبح ::  نویسنده : Free Pen !

بسم الله الرحمن الرحیم

کاش اهل کوفه بودیم!!!...


"...
هنگامی که علی(ع)در محراب مسجد کوفه ضربت می خورد و به خاک و خون خویش می غلتد،مردم شام انگشت خود را به دندان می گزند و با تعجب می پرسند که مگر علی(ع)مسلمان بود؟مگر علی نماز می خواند؟مگر علی به مسجد می رفت؟چگونه شد که علی به محراب رفت و در محراب ضربت خورد؟ آنچنان دشمنی و کینه با او داشتند و آنچنان دنیا را با تبلیغات شوم خود پر کرده بودند که هیچ کس تصور نمی کرد که علی مسلمان باشد و نماز بخواند.دستگاه تبلیغاتی ابوسفیان آنقدر توانا بود که همه ی مغزها را شستشو داده بود و آن ها را به این درجه رسانده بود که چنین مرد بزرگی را که مظهر انسانیت است، عالی ترین تجلی این عالم خلقت است،او را تکفیر می کردند و پس از شهادتش برای سالهای سال در سرتاسر کشورهای اسلامی بر منابر و خطبه های نماز جمعه علی را لعن می کردند.او را سبّ می گفتند، او را نفرین می کردند و عداوت داشته و چه دروغها و چه تهمتها که می ساختند و بر او روا می داشتند.
فرزند عالی قدرش حسین بن علی(ع)سرور شهیدان در روز عاشورا هنگامی که در حلقه ی محاصره دشمن قرار می گیرد،اولین کاری که می کند بر اسب خود سوار می شود و بر بالای بلندترین تپه که وسط معرکه قرار گرفته بود،بالا می رود و خود نیز بر بالای اسب می ایستد تا همگان او را ببینند.سی هزار یا هفتاد هزار لشکریان دشمن،همه حسین را ببینند و سخنانش را بشنوند.حسین (ع) شروع به سخن می کند.اولین سخنش شهادتین است،اَشهدف اَن لا اله الا الله و اَشهد اَن محمداً رسول َالله؛زیرا آنقدر علیه او تبلیغات شوم به راه انداخته بودند که مسلمانانی که او را محاصره کرده بودند،نمی دانستند که این پسر علی است،نمی دانستند که او پسر فاطمه زهرا(س)است.فکر نمی کردند که او مسلمان باشد.می گفتند کافر است،خارجی است،از دین خارج شده است.بنابر این او شهادتین می گوید که این تبلیغات شوم دشمن را خنثی کند.چیزهایی که برای ما بدیهیات به شمار می آید. ..."«علی زیباترین سروده هستی،شهید چمران»
از دکتر قنبری شنیدم که می گفتند سربازان دشمن در واقعه کربلا فکر می کردند که حسین یک راهزن زاده است؛علی را راهزن و دزد می دانستند و حسین را فرزندی از آن پدر که ریختن خونش واجب است برای حفظ جامعه!!!
خدایا عظمتت رو شکر!حالا بعد از حدود 1400 سال شیعیانی هستند که موقع بلند شدن،هنگام خداحافظی،بلند کردن چیزی،موقع بستن عهد و ... می گند یا علی.و برای فرزندش حسین روزها و شب ها عزاداری می کنند و اشک می ریزند و سینه می زنند و چه پولهایی که تو مراسمش خرج نمی کنند.
تو رو خدا زیبا نیست؟! جالب نیست؟! با شکوه نیست؟! بعد این همه سال هر روز این عشقا محکم تر و قوی تر میشن.تازه دارن شناخته میشن!!!
از اینها زیبا تر و با شکوه تر اینه که امام ف زمان همین عاشقای سینه چاک و آماده ی جانبازی به خاطر اوضاع نامناسب جامعه حتی نمی تونن در جامعه حضور داشته باشن و در میونشون قدم بزنن.حتی اینها لیاقت ندارن رو در رو امامشون بهشون تهمت بزنن و باهاشون بجنگن.
حالا باز هم بگید ما اهل کوفه نیستیم! باز هم دنبال قبر زهرا بگردید! باز هم هر پنجشنبه با زیارت عاشورا قاتلین حسین رو لعن و نفرین کنید! باز هم برای غربت حسن اشک بریزد! باز ناله کنید که چرا درای قبرستون بقیع رو به رومون باز نمی کنن! باز برای رسوندن دستاتون به ضریح امام رضا از سر و کول هم بالا برید! باز هم...! حالا باز هم نیمه شعبانها رو در نبود صاحبش به جشن بشینید!...
کاش اهل کوفه بودیم!!!...

یا علی مددی




موضوع مطلب :


جمعه 84 دی 9 :: 8:29 صبح ::  نویسنده : Free Pen !

زهرا(س)،مادر رساترین سکوت عالم،مهدی(عج)

 

به نام صاحب درخشانترین ستارگان عالم،نور

وقتی حرف ازحجب و حیا و مهربانی در بین زنان عالم به میان میاید،نام زهرا زیباترین و درخشانترین ستارگان عالم در دل هر تاریکی نفوذ می کند و هر ظلمتی را به نور بلکه به حقیقت و حق ف محض تبدیل می نماید؛ و این همان زهرای آْرام و مهربان است که به پشتیبانی خدای عدل و عدالت،خدای ایمان و یقین،خدای شمشیر ومیدان نبرد،اسد الله، به پا می خیزد؛چنانکه این خدای قادر را در پس قدرت کلام و خطبه اش می برد و این خدای توانا به این زهرای رنج دیده و داغدار در غم جان فرسای همچون پدری تکیه می کند و پناه می برد تا از رنج و غمش بکاهد و تسکین یابد.
آری این همان زهراست که در هیچ جنگی شمشیر نزد،هیچ در خیبری را از جا نکند؛اما آیا کار کسی هست که در خیبریه قلعه ی دل کسی چون آن خیبر شکن،آن حیدر کرار را بگشاید؟! چه کسی جز او جرات فتح آن قلعه و توانایی تسخیر روح علی را دارد؟!
آری این همان زهرای کوچک خدیجه است. مادری که از آن همه ثروت با ارزشترین ها را به زهرای کوچکش بخشید و هجرت کرد. او شکوه،عظمت،جسارت،شجاعت،لطافت،مهربانی،زیبایی، و... و... و... و هزاران نور با ارزش را به هدیه، به ارث گذاشت و اینها بود که زهرا را درخشان کرد. بعد از پذیرفتن اینها بود که زهرا، زهرا(درخشان) شد ، نه آنکه نام زهرا،زهرا را زهرا(درخشان) کرده باشد. چه کسی می گوید که خدیجه در فقر مرد؟!هیهات که آنقدر ثروتش زیاد بود که به ما اجازه نداد حتی مقدارش را درک کنیم و زهرای کوچک تنها وارث خدیجه ی بزرگ بود.
آری این همان زهراست که پدر را مامنی شد پس از خدیجه،تا بعد از شنیدن دشنام و پذیرفتن سنگ و احشاء حیوانات و درک جاهلیت نه آنکه با جسم و رویی آلوده و زخمی به خانه برود بلکه روح مجروحش را،دل خونش را به خانه نزد زهرا می برد و چه جایی و چه کسی بهتر از آن خانه و صاحب خانه اش؟چه کسی می گوید که محمد در کنار ایل و قبایل عرب زجر کشید؟! نه هرگز؛ که او مامنی داشت و پناهگاهی به نام زهرا،فرزند خلف خدیجه، که نامش دل را درخشان و نورانی می کند،چه رسد به سپری زندگی در کنارش .
آری این همان زهراست که نامش را فقط و فقط با یاد مظلومیت،رنج و سکوت می بریم و ما فرموش کرده ایم که او مادر همه ی فریادهای نافذ و حق طلبانه بوده است. او مادر محمد(ص)،علی(ع)،حسن(ع)،حسین(ع) و ... او مادر رساترین سکوت عالم مهدی(عج) است. او مادر حاضرترین غایب،مهدی(عج) است. او مادر حق است،مادر ایمان است،مادر عدل است،او مادر مهدیست.
این زهرای بی نام و نشان همین زهراست که روزی از سر معرفت ما قبرش گم شد و اکنون یادش! افسوس که ما وجودش را،هستی اش را،نورش را گم کرده ایم! افسوس که در فراق قبرش می گرییم و به سرو سینه می کوبیم نه از دوری خودش! وای که دلهای ما چقدر تاریک است که حتی نور زهرا را هم در خود فرو برده و نمی یابیمش!!!
روزی میخ دری پهلویش را شکافت؛ افسوس که ما با تیرهایی زهراگین و نامرئی جگر ف جگر گوشه ی محمد و خدیجه را پاره پاره کرده ایم و دل ف صاحب ف دل علی را خون کرده ایم. افسوس افسوس افسوس.

 




موضوع مطلب :



فقط حیدر امیرالمومنین است
درباره وبلاگ

بنده ی از بندگان خدا
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 29
بازدید دیروز: 32
کل بازدیدها: 102975