سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

راهپیمایی نمازگزاران حزب‌الله مشهد و قم در حمایت از رئیس‌جمهور

 

هزاران نفر از نمازگزاران جمعه حزب‌الله شهرهای مقدس مشهد و قم پس از پایان نمازجمعه با انجام یک راهپیمایی خودجوش، حمایت خود را از اقدامات دولت نهم و اظهارات رییس‌جمهور اعلام کردند.

در این راهپیمایی‌ها، نمازگزاران جمعه حزب‌الله شهرهای مقدس مشهد و قم حمایت خود از دولت را در سه محور عدالت، مبارزه با مفاسد اقتصادی و اظهارات ضدصهیونیستی دکتر احمدی‌نژاد اعلام کردند.

شرکت کنندگان در این راهپیمایی‌های خودجوش که با خود پلاکاردهایی از سخنان امام خمینی رحمة الله علیه و مقام معظم رهبری حمل کردند با سردادن شعارهایی چون «ای دولت اسلامی حمایتت می‌کنیم»، «دولت احمدی‌نژاد دولت انقلابی است»، «ریشه مفاسد اقتصادی  خشک شود به همت جهادی» و «حمایت از دولت انقلابی  وظیفه ملت انقلابی»، «طرح رئیس‌جمهور مورد تایید ماست» حمایت همه‌جانبه خود را از اقدامات دولت نهم در دوران فعالیت خود و نیز اظهارات رییس‌جمهور در خصوص رژیم صهیونیستی و پدیده هولوکاست اعلام نمودند.

پس از پایان این راهپیمایی، نمازگزاران جمعه حزب‌الله قم با قرائت قطعنامه‌ای اعلام کردند: تغییر دیپلماسی کشور به سمت مواضع عزتمدارانه مورد توجه ملت‌های حقیقت‌طلب در دنیا بوده که موجب عقب‌نشینی سران استکبار نیز گردیده است. احیای ارزش‌های اسلامی و انقلابی و همچنین توجه دولت به مبارزه با مفاسد اقتصادی به همراه مهرورزی با مردم از دیگر نکاتی بود که مردم قم در مورد آنها از دولت قدردانی کردند.

در قطعنامه پایانی راهپیمایی نمازگزاران مشهد نیز آمده است: سخنان اخیر دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور محترم، همان مواضع اصولی و ارزشمند امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و نه تنها حرف دل ملت ایران بلکه حرف دل تمام امت اسلامی جهان است. ملت ایران به این‌چنین رئیس‌جمهوری افتخار می‌کند. دکتر احمدی‌نژاد مایه افتخار جهان است.




موضوع مطلب :


یکشنبه 84 دی 4 :: 7:24 صبح ::  نویسنده : Free Pen !

o(·΄.˛ برگرفته از کتاب دردناک[ یا هر چی که فکر می کنید] ارمیا ˛.)

«« نویسنده ی مورد علاقه ی من آقای رضا امیرخانی»»

............. یا مهدی، یا مهدی، عجل علی ظهورک.

مداحی به دل بچه ها نمی نشست. صدای مداح بیشتر می شد و صدای بچه ها کمتر. ناگهان ارمیا در حالی که نیم تنه ی بالایش محیط دایره ای را می پیمود شروع کرد.

- یا مهدی، عجل علی ظهورک. بیا. ظهور کن. زودتر بیا. نه نیا. کجا می آی؟ کی منتظر ظهورته؟ اگه یه قوطی کنسرو کم بهمون بدن ظهور تو که هیچی، خدا رو هم یادمون می ره. کی منتظر ظهورته؟ چرا بی خودی داد می زنیم؟

ارمیا ادامه می داد:

- آقا کجا می آی؟ می آی مصطفی رو از قبر در بیاری؟ نه نیا، اون از من خسته شده بود. نیا، اگه آدم بودیم، ما می اومدیم پیشت. اگه آدم بودیم الان پهلوی مصطفی بودیم. آقا نیا، بیای گردنم رو می زنی. ولی بیا زجرش کمتره. این جوری دارم زجرکش می شم.

در تاریکی حسینیه بچه ها از درد به خود می پیچیدند. همه خوب می دانستند شاید این آخرین باری باشد که می توانند از ته دل گریه کنند. همه ارزش نفس های هم را می دانستند. هیچ ضمانتی وجود نداشت که فردا روز، کسی مثل بغل دستی شان در کنارشان بنشیند و با هم گریه کنند.

هیچ کس نمی دانست آیا این جمع ها تکرار خواهد شد یا نه.

باهوش ترها فهمیده بودند این آخرین باری است که انسان هایی یکدل، یک جا جمع می شوند.......

حرف های جبهه را برای هیچ کس نمی شد تکرار کرد.

چه کسی می فهمید سربند « یا زهرا» یعنی چه؟ چه کسی می فهمید، نوجوان چهارده ساله که پشت لباسش می نویسد « می رویم تا انتقام سیلی مادرمان را بگیریم » چه می خواهد بگوید؟

مادری که اهل هزار و چهارصد سال پیش بود، فرزند چهارده ساله اش امروز برای انتقام به پا خاسته است........

این حرف ها را هیچ کس نمی فهمد، حتی اگر سال ها مداح بوده باشد!

داخل حسینیه ارمیا هنوز هم می گفت و بچه ها هم ضجه می زدند.

- آقا کارِت فقط همینه که بیایی و گردن بزنی. آخه همه ی خوبا و یارات و سربازات رفتن.

آقا بیا گردنمون رو بزن، اما همین جا. می خوان ما رو از این جا ببرن. کجا می تونیم بریم؟

آقا گردن من رو توی سنگر خودم بزن. نعشم باید این جا بمونه.

آقا ما از بس خاک این جا رو خوردیم،

خون و گوشت و پوستمون مال این جاس. آقا خاک جنوب مثل آبه. من توش خفه شدم.




موضوع مطلب :


دوستان این مطلب در دوپست نوشته خواهد شد

 

پرسش :

واقعاً اگر اکثریت مردم حکومت ولایت فقیه را نخواهند، تکلیف شرعی صاحبان منصب چیست؟

            

پاسخ :

برای پاسخ به این سؤال در ابتدا لازم است متذکر شویم که معتقدیم این نظام باید بر ارادة تشریعی الهی استوار باشد و رضایت خداوند و اذن او در امور مختلف لازم است، رأی مردم جایگاه خود را دارد... اگر اسلام چیزی را نهی کرده باشد، حق نداریم با رأی و انتخاب آن را مجاز بشماریم و اعتبار رأی مردم تا وقتی است که با دین تنافی نداشته باشد[1] اما احتمال عدم مقبولیت نظام اسلامی از سوی مردم، به دو صورت متصور است:
فرض اول؛ مردم به هیچ روی حکومتی دینی را نپذیرند؛ در این صورت اگر فرض کنیم امام معصوم ـ علیهم السلام ـ دارای شرایط حاکمیت، در جامعه باشد، به اعتقاد ما او از جانب خدا حاکم و والی است، ولی حکومت دینی تحقق نخواهد یافت زیرا شرط تحقق حکومت دینی پذیرش مردم است. نمونه بسیار روشن این فرض، 25 سال خانهنشینی حضرت علی ـ علیهالسلام ـ است. ایشان از سوی خدا به ولایت منصوب شده بودند، ولی حاکمیت بالفعل نداشتند زیرا مردم با آن حضرت بیعت نکردند.[2] و بدین خاطر در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) از آن جایی که شخص معینی به عنوان حاکم از طرف خدای متعال معین نشده است، در اینجا حاکم دارای دو پایه و دو رکن است: رکن اول آمیخته بودن و آراسته بودن با ملاکها و صفاتی که اسلام بر حاکم اسلامی معین کرده است و رکن دوم قبول و پذیرش مردم است، اگر مردم آن حاکم را، آن شخص را که دارای ملاکهای حکومت است نشناختند و او را به حکومت نپذیرفتند، او حاکم نیست اگر دو نفر که هر دو دارای این ملاک ها هستند یکی از نظر مردم شناخته و پذیرفته شد، او حاکم است. پس قبول و پذیرش مردم شرط در حاکمیت است... می توان گفت که مردم در اصل تعیین رژیم اسلامی هم دارای نقش هستند البته این را به عنوان شرط حقیقی بیان نمیکنیم، یعنی اگر مردم رژیم اسلامی را نپذیرفتند، رژیم اسلامی از اعتبار نمیافتد.[3]
با این حال دربارة پذیرش ولیفقیه باید اظهار نمود که پر واضح است که « نظر مردم تعیینکننده است اما نسبت به آن کسانی که دارای معیارهای لازم است که اگر معیارهای لازم در آن انسان نباشد، انتخاب نمیتواند به او مشروعیت ببخشد... آن کسی که این معیارها را دارد و از تقوا و صیانت نفس و دینداری کامل و آگاهی لازم برخوردار است، آن وقت نوبت میرسد به قبول ما اگر همین آدم
با همین معیارها را مردم قبول نکردند، باز مشروعیت ندارد، چیزی به نام حکومت زور در اسلام نداریم.[4] با وجود این آیتالله خامنهای حفظهالله نظرشان را روشنتر بیان میکنند و اظهار میدارند « بعضی رأی مردم را پایة مشروعیت میدانند، ـ رأی مردم ـ لااقل پایه اعمال مشروعیت است.[5] اما در اینجا یادآوری این نکته لازم است که بنابر دو حدیث شریف که اصل عقلایی هم برشمرده میشود با این مضامین که حضرت علی ـ علیهالسلام ـ فرمودند: «المیسور لا یسقط بالمعسور» و «ما لا یدرک کلّه لا یترک کله[6] به این معنا که (اگر کاری سخت و مشکل شده است موجب نمیشود که انسان از انجام کار میسور و در حد توان، منصرف شود، یا مطلوب و هدفی که به صورت صد در صد، دست یافتنی نیست، به طور کامل رها نمیشود، امام خمینی(ره) هم اینطور به انجام تکلیف به قدر ممکن و مقدور اشاره دارند و میگویند: «لازم است که فقهاء اجتماعاً و یا انفراداً برای اجرای حدود و حفظ ثغور (مرزهای بلاد مسلمین)، نظام حکومت شرعی تشکیل دهند، این امر اگر برای کسی امکان داشته باشد واجب عینی است وگرنه واجب کفایی است در صورتی هم که ممکن نباشد ولایت ساقط نمیشود زیرا از جانب خدا منصوباند. اگر توانستند باید مالیات، زکات، خمس و خراج
را بگیرند و در... ((ادامه دارد)) 




موضوع مطلب :



فقط حیدر امیرالمومنین است
درباره وبلاگ

بنده ی از بندگان خدا
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 27
بازدید دیروز: 32
کل بازدیدها: 102973